تمدنی ناهمسو با تکامل؛
طبق نظریهای در انسان شناس؛ همانطور که انقلاب صنعتی باعث ایجاد تغییرات اساسی در زندگی انسان از «جلگه زیستی» به «شهرنشینی» و دگرگونی در روش زندگی و نحوه تفکر او شده است، در ساختار بدنی و شکل گیری استخوان بندی او نیز تغییراتی ایجاد کرده است. به بیان دیگر در مسیر تکاملی انسان، آن اندامی که دیگر برای زندگی امروز لازم نیستند ضعیف و یا ناپدید شدهاند و آنانی که کاربرد زیادی پیدا کردهاند نیز تغییر کردهاند. هرچند این تغییرات ممکن است الزاماً در مسیری نباشد که باعث آرامش و آسایش او باشند که شوربختانه در بیشتر موارد هم همینگونه است. مانند؛
- «عضله پلانتاریس»؛ که یکی از عضلات کوچک در ساق پا بوده و امروزه دیگر وجود ندارد
- «عضلات گوش خارجی»؛ که برای حرکت دادن گوش بوده و امروزه این توانایی تقریباً از بین رفته
- «گردن پیامکی»؛ درد و سفتی عضلات گردن بخاطر استفاده افراطی از گوشی همراه
- «التهاب تاندون شست»؛ درد و محدویت حرکتی انگشت شست، بخاطر تایپ یا بازی زیاد با گوشی
- «سندرم بینایی دیجیتال»؛ خستگی، خشکی، تاری و خیرگی چشمان بخاطر تماشای زیاد صفحات گوشی یا کامپیوتر
- «وضعیت بد بدن »؛ نشستن طولانی مدت با حالت نامناسب که منجر به بیماریهای مزمن مفصلی و استخوانی از گردن تا مُچ پا میشود
زندگی امروزه انسان هیچ نیازی ندارد تا کیلومترها در پی شکار بدود و در آخر زخمی و دست خالی به خانه برگردد -البته اگر برگردد!- و ناچار باشد تا شکم خود و خانوادهاش را تنها با خوردن ریشه و میوه درختان پُر کند. امروزه در دسترس بودن غذا آنقدر عادی و رایج شده که تنها مسیری که انسان امروزی باید برای یافتن خوراک یا شکار طی کند «از جایی است که نشسته تا جایی که پیک غذا ایستاده!»

این تغییرات بزرگ و ساختاری در سبک زندگی انسان (شدّت و میزان فعالیت روزانه) باعث شده تا بدن او که در طی هزاران سال به روشی دیگر عمل میکرده اکنون دچار مشکلاتی در عملکرد سیستمهای اصلی و ارگانهای حیاتی خود شود. با اینکه ژنهای بدن انسان تلاش میکند تا در مسیر تکامل، با این شرایط نوین هماهنگ شوند اما هیچگاه طبیعت نمیتواند با سرعتی که تکنولوژی تغییر میکند خودش را تطبیق دهد و به همین دلیل امروزه هیچ انسانی بر روی کرۀ زمین نیست که بخاطر شغل یا کارهایی که باید انجام بدهد ناراحتی یا دردی در کمر، پا، دست، گردن، چشم، گوش و ... نداشته باشد و شوربختانه این آسیبها از همان نوزادی شروع میشوند، اگر نگوئیم از دوران جنینی...!!
چرا که انسان امروزی با گسترش فناوریهای نوین، در معرض امواجی قرار گرفته که در دوران پیش از انقلاب صنعتی وجود نداشته است. امواج رادیویی، مایکروویو، و نور آبی حاصل از دستگاههای دیجیتال، از جمله منابعی هستند که بهطور روزافزون در زندگی کودکِ امروز حضور دارند. برخی از این امواج، مانند امواج تلفنهای همراه، بلوتوث، وایفای، دکلهای مخابراتی و رادارها گرچه غیر یونیزان هستند (یعنی انرژی کافی برای شکستن پیوندهای شیمیایی را ندارند) اما نگرانیهایی درباره اثرات بلند مدت آنها بر سلامت انسان مطرح شده است. همچنین تابشهای یونیزان مصنوعی مانند اشعه ایکس و نور آبی صفحه نمایشها میتوانند بر خواب، تمرکز و سلامت سلولی تأثیر بگذارند.

اینگونه تغییرات آشکار و پنهان در شیوه و عادتهای امروز زندگی، باعث پدید آمدن مشکلات آشکار و پنهانی نیز در آینده خواهد بود و این مشکلات برای افرادی که در یک گروه تعریف میشوند و دارای شغلی شبیه به هم هستند مشترک و شبیه بهم خواهد بود. به بیان دیگر کارگران معدن که شغلی شبیه بهم دارند، دارای مشکلات سلامتی در سیستم تنفسی هستند که شبیه بهم است. همانطور که جراحان نیز دارای بیماریهای مشترکی در ناحیه گردن و کتف هستند که آنها نیز مشابه هم هستند.
نتیجۀ واکنش بدن انسان برای غلبه بر «چالشهای» زندگی امروز، همان «دردی» است که در اندامها احساس میشود.
در یک نظام یا سیستم زندگی شهرنشینی، هر انسانی وظایفی دارد که باید آنها را انجام دهد تا بتواند در این سیستم زندگی کند. مثلاً یک کودک باید به مدرسه برود تا به تدریج دانشی بیاموزد تا وقتی بزرگ شد با آن دانش شغلی پیدا کند و از آن شغل پول بدست آورد تا با آن پول بتواند زندگی کند. یعنی از همان کودکی لازم است تا مجموعهای از کارها و فعالیتها بطور روزانه و برای سالها تکرار شود. هیچ شغل، حرفه یا فعالیتی نیست که از این قاعده خارج باشد. مانند معلمان، دانش آموزان، دانشجویان که برای ساعتهای طولانی باید در یک حالت بدنی مشخص باقی بمانند یا برای ساعتها خودکار را در دست بگیرند تا درس بدهند یا درس بخوانند. تمام آنانی که به مدرسه رفتند حتماً متوجه تغییراتی در شکل انگشتان دستی که با آن مینویسند، شدهاند!
هر دانشآموزی برای درس خواندن عادتهای مخصوص به خود را دارد. برخی راه میروند، برخی مینشینند، برخی بلند بلند درس میخوانند و برخی از صدای تیک تیک ساعت همسایه نیز گله دارند ولی همگی برای بخاطر سپردن آنچه که خواندهاند، نیاز به نوشتن و یادداشت کردن دارند. به همین دلیل امروزه دانشآموزان علاوه بر کلاس درس، در خانه نیز از تختههای وایت بورد کوچکی استفاده میکنند تا هم بتوانند با نوشتن مطالب بر روی آن تخته، درس را بهتر بخاطر بسپارند و هم با تصور کردن خودشان در کلاس درس، از نظر روانی بتوانند استرس خودشان را بهتر کنترل کنند.
اما این عادتهای جدید، باعث پدید آمدن مشکلات و بیماریهای جدیدی نیز شده است. مشکلاتی که میتوان آنها را در دو بخش نزدیک و دور یا حاد و مزمن دستهبندی کرد؛
- مشکلات حاد که بلافاصله نمایان میشوند؛ مانند حساسیت پوستی، خشکی پوست و خارشهای آزاردهنده
- مشکلات مزمن که در سالهای بعد نمایان میشوند؛ مانند آسیبهای مرتبط با مُچ و مفاصل دست، کتف و شانه
شوربختانه چون اینگونه رفتارهای ناهماهنگ با ساختار بدن ما، هم بصورت روزانه و هم برای طولانی مدت و هم از کودکی شروع و تکرار میشوند، در نتیجه آسیبهای آن نیز سخت و دشوار خواهند بود! تنها تفاوتی که دارد این است که هنوز کودکانی که پای تختههای وایتبرد درس میخوانند به سن کهنسالی نرسیدهاند تا عوارض اینگونه نوشتن دردناک، بُروز نماید و مشخص شود.
نوشتنِ به روش دردناک
دست انسان مفصلی جادویی شامل استخوان، تاندون (زردپی)، لیگامان (رباط) و ماهیچه (عضله) است که در کنش و واکنش با هم یک ماشین شگفت انگیز را تشکیل میدهند که با چرخش، خَمش، گیرش و کشش انجام هر کاری را برای انسان ممکن ساخته و انسان با همین ابزار توانسته آنچه در رؤیا تصور کرده را بسازد تا خود و نسل خود را از پنج انقراض بزرگ نجات دهد. (آیا میدانید که در دوران انقراض ششم به سر میبریم؟!)
ماهیچهها و عضلات ساعد از طریق تاندونها به 8 استخوان کوچک مُچ متصل میشوند و کنترل حرکات تمام 27 استخوان دست را بر عهده دارند. این ساختار پیچیده به ما اجازه میدهد تا فعالیتهایی مانند نوشتن، تایپ کردن، نقاشی یا انجام کارهای فنی از هیزم شکنی تا عمل جراحی را با دقت بالا انجام دهیم. اما در زندگی «شهرنشینی» امروز، شیوه، شدّت و مدّت کار کردن با این ابزار میتواند باعث ایجاد مشکلاتی در عملکرد آن شود که به تدریج به شکل درد، ناراحتی، سوزش و خارش از ناحیه گردن تا انگشتان دست و یا حتّی روی پوست نمایان میشود.

نوشتن، نقاشی یا طراحی بر روی سطوح عمودی یا بطور کلی غیرِ افقی، مانند تختههای وایتبرد، بومهای نقاشی، تابلوها یا حتّی دیوارنویسی برای کسانی که روزمره و برای طولانی مدّت به آن مشغول هستند علاوه بر درد ناشی از خستگی عضلات ممکن است باعث آسیب به مُچ دست نیز بشود. چرا که در هنگام نوشتن بر روی این سطوح، دست کاربر به خاطر عمود بودن تخته به راحتی بر روی سطح قرار نمیگیرد و او ناچار است تا برای نگه داشتن وزن دست، مُچش را به جایی تکیه دهد. برای همین مُچ دست کاربر نسبت به سطح نوشتاری، زاویۀ تندی ایجاد میکند که شدّت این زاویه با شدّت دردی که در لحظه احساس میکند و آسیبی که در آینده میبیند رابطه مستقیمی دارد که برای هر کسی با توجه به شدّت و مدّت زمان خمیدگی متفاوت است و میتواند شامل عوارض و مشکلات زیر باشد؛
- سندرم تونل کارپال: که ناشی از فشردگی عصب میانی در مُچ دست است و میتواند باعث درد، بیحسی و ضعف در دست و انگشتان شود.
- تنوسینوویت: التهاب تاندونها و غلافهای تاندونی در مچ دست که میتواند باعث درد و تورم شود.
- آرتریت: فشار مداوم بر روی مفاصل مُچ دست میتواند منجر به التهاب مفاصل و ایجاد درد و سفتی شود
- تاندونیت: نگه داشتن مچ در زاویههای تُند برای مدت طولانی میتواند باعث التهاب و درد تاندونها و محدودیت حرکت در مُچ یا ساعد میشود.
- آسیب فشاری تکراری (RSI): که نتیجه حرکات یکنواخت و طولانیمدت است و میتواند عملکرد نرمال دست را مختل کند
اینها نمونهای از مشکلات سلامتی است که فقط در «مُچ دست» و تنها بخاطر زاویه تندِ خم شدنِ مُچ برای انجام کاری تکراری ایجاد میشود که «همه آنها درد دارند» و متاسفانه باید انتظار داشت تا با رواج و همگانی شدن تختههای وایت برد -در خانه و در مدرسه- با گذشت زمان این مشکلات برای دانشآموزان بیشتر و شدیدتر نیز بشود.

گاهی افراد بخاطر ناراحتی و دردی که از این خمیدگی احساس میکنند، ترجیح میدهند مُچ دستشان را بر روی سطح نگذارند و در هنگام نوشتن آن را با فاصله و روی هوا نگه دارند. این کار شاید مشکل مُچ را حل کند، ولی بخاطر فشاری که وزن خودِ دست بر روی ستون مهرهها و مهرههای گردن ایجاد میکند کاربر را ناچار میکند تا مُچ دستش را هر از چند گاهی به تخته تکیه دهد. با این روش نه تنها درد و مشکلات قبلی برطرف نمیشود، بلکه موارد جدیدی نیز به آن افزوده میشود.
نوشتنِ حساسیتزا
شوربختانه مشکل نوشتن روی تختۀ وایتبرد به همین جا ختم نمیشود و نوشتن روزانه و طولانی بر روی سطوح عمودی علاوه بر مشکلات مفصلی و استخوانی مُچ دست، گاهی باعث ایجاد حساسیتهای پوستی یا به ندرت بیماریهای تنفسی نیز میشود.
کارخانههای ساخت ماژیک وایت برد از مواد شیمیایی گوناگونی مانند «زایلن» ، «تولوئن» ، «هگزان» ، «متیل ایزوبوتیل کتون» ، «رزینها» ، «رنگدانهها» و سایر ترکیبات پیچیدۀ شیمیایی استفاده میکنند تا جوهرهای مختلفی با ویژگیهای گوناگونی بسازند. موادی که امروزه، یا مُضر بودن آنان ثابت شده و استفاده از آنان ممنوع شده است و یا هنوز در دست تحقیق است و با پیشرفت آزمایشات، در آینده ممنوع خواهد شد!
برای اینکه یک ماژیک کیفیت مرغوبی داشته باشد و بتواند رضایت مجموعه بزرگی از کاربران را تأمین کند باید ویژگیهای مشخصی داشته باشد. مثلاً در هنگام نوشتن، جوهرش فوری خشک بشود ولی خودش زود خشک نشود. خطی که میکشد یکنواخت باشد و نازک یا کلفت نشود. بو و رایحه بدی نداشته باشد. خوش دست و سبُک باشد. ارزان باشد و ... . برای دستیابی به این ویژگیهای سختگیرانه، با وجود تحقیقات و تغییرات زیادی که برای یافتن مواد کم خطرتر شیمیایی انجام شده است همچنان محدودیتهایی برای ساخت و یا استفاده وجود دارد و چون تاکنون گزینۀ بهتری برای جایگزین کردن آن مواد نبوده به ناچار علاوه بر اینکه تلاش میکنند تا به مقدار ناچیزی از آن مواد استفاده شود، همواره با هشدارهای سلامتی نیز همراه است. مانند آنکه «به صورت نزنید» ، «بعد از استفاده دستها را بشورید» ، «در فضایی با تهویه مناسب استفاده شود» و هشدارهایی شبیه به آن.
جوهر ماژیک وایتبرد باید بگونهای باشد که به محض نوشتن خشک شود و نیاز نباشد تا کاربر برای نوشتن کلمه بعدی صبر کند. برای این منظور لازم است تا از مواد شیمیایی با دمای تبخیر پائین استفاده شود. یعنی موادی که در تماس با هوا فوری بحالت گاز درآمده تا فقط جوهر روی سطح تخته باقی بماند. با خشک شدن این مواد در مجاورت هوا، گازهای شیمیایی آزاد میشوند که در حجم زیاد برای بیشتر افراد و در حجم کم برای آنانی که سیستم تنفسی حساسی دارند آسیب زننده میباشد. به همین علت استفاده از برخی از اینگونه ماژیکها در فضاهای بسته و بدون تهویه مناسب توصیه نمیشود.
همین فرّار بودن مواد در جوهر باعث میشود تا درصورت باز ماندن درپوش ماژیک یا گم شدن آن، جوهر روی نَمَد ماژیک با سرعت خشک شود و خیلی سریع ماژیک بیمصرف بشود. یعنی برای اینکه هم ماژیک خشک نشود و هم گازهای شیمیایی کمتری در محیط اتاق یا کلاس پخش شوند لازم است تا بعد از هر بار استفاده حتماً درپوش ماژیک بسته شود. بهمین دلیل بر روی تمام ماژیکهای وایتبرد این جمله نوشته شده است که؛ «درپوش را بعد از استفاده ببندید» (Recap after use)

زمانیکه کاربر مشغول نوشتن است محلول رنگ، رزین و مواد فرّار شیمیایی که بر روی نوک نَمَد ماژیک وجود دارد بر روی سطح تخته وایتبرد کشیده شده و آنچه پس از تبخیر گازها باقی میماند رزین و رنگدانهها سازندۀ جوهر هستند که بصورت ذرّات میکروسکوپی به سطح تخته چسبیدهاند که در واقع همان طرح یا متنی است که کاربر نوشته است.
زمانیکه کاربر تخته وایتبرد را پاک میکند با اینکه به ظاهر خطی یا نوشتهای بر روی سطح تخته نیست ولی ذرّات خشکِ میکروسکوپی آن همچنان بر روی سطح وجود دارند و با اینکه دیده نمیشوند ولی میتواند عامل بروز یا تشدید کنندۀ حساسیتهای پوستی باشند. این ذرّات هنگام نوشتن یا پاک کردن به راحتی با دست و انگشتان کاربر تماس پیدا میکنند و حتّی به تدریج به نواحی دیگر مانند سر و صورت نیز منتقل میشوند که پوست آن نواحی بسیار حساستر از پوست دست هست.
افزون بر آنچه بیان شد همگی بخوبی میدانیم که «اشتباه در هنگام نوشتن، گریزناپذیر است» و لازم است تا بارها و بارها ماژیک و تخته پاککن را با هم جابجا کنیم تا یک کلمه، یک خط و یا حتّی فقط یک نقطه را پاک کنیم. این برداشتن و گذاشتن دوباره و دَهباره و صدبارۀ تخته پاک کن و تعویض مکرّر آن با ماژیک میتواند کاری وقتگیر و حتّی برای معلمان و دانشآموزان آزاردهنده باشد. بطوریکه در بیشتر مواقع ترجیح میدهند بجای گشتن بدنبال تخته پاککن آنرا با پوست دست خودشان پاک کنند. چه این اشتباه یک نقطۀ کوچک باشد و چه یک سطر نوشته کامل. همین تکرار و تماس کمکم و روزانه در مدرسه و در خانه، گاهی برای پوستهایی که مقاوم هم هستند ایجاد خارش و حساسیت میکند چه برسد به پوست دستِ لطیفِ دانشآموزان و یا پوست دستِ شریفِ معلمان.

نکته اینجاست که حتّی چنانچه جوهر در کارخانههای استاندارد و توسط بِرَند معتبر و با مواد مرغوب و استاندارد نیز ساخته شده باشد باز ممکن است در برخی اشخاص که پوست حساستری دارند باعث حسّاسیت پوستی و خارشهای شدید شود و یا بخاطر بو و رایحۀ مواد سازنده مشکلات تنفسی ایجاد نمایند. چه برسد به آنکه در کارگاهی غیرقانونی و مخفی و با موادی غیر استاندارد و سمّی نیز ساخته شده باشند که آن مشکلات را چند برابر بیشتر میکنند.
«زیرمُچی نوشتاری» ؛ راه حلی شگفت انگیز
از آنچه تاکنون بیان شد میتوان به این نتیجه رسید که نوشتن بر روی سطوح عمودی بویژه مانند تختههای وایتبرد که این روزها در خانه و مدرسه رایج شده است به تدریج و با تکرار روزانه ممکن است باعث ناراحتی یا آسیبهایی بشود که برخی فوری و برخی با تأخیر ظاهر و مشخص میشوند.
مشکلات سلامتی حاد و بیدرنگ چون؛
- احساس خستگی و درد در مُچ دست، کِتف و شانه
- حساسیتهای پوستی
- حساسیتهای تنفسی
مشکلات سلامتی مزمن و دیرپا چون؛
- انسداد مجاری کارپال مُچ دست
- سفتی تاندونها و رباطها
- محدودیت حرکتی در دست و بازو
- بیماریهای تنفسی
- بیماریهای پوستی از تغییر رنگ پوست تا اگزمای مزمن
همانگونه که پیشرفت تکنولوژی و ساخت لوازم و ابزار جدید باعث میشود تا عادتهای جدیدی نیز در بین مردم رایج شود، همانگونه نیز ناهماهنگی و عدم سازگاری این ابزار با ساختار بدنی و رفتاری انسان که در طول هزاران سال شکل گرفته، میتواند باعث ایجاد مشکلاتی برای سلامتی او شود.
شوربختانه تحقیقات علمی و توصیههای بهداشتی زمانی مورد توجه قرار میگیرند که برای سالها از آن ابزار استفاده شده و جامعه در شرایطی قرار گرفته که افراد زیادی از این ناهماهنگیها آسیب دیدهاند و آن مشکل «اپیدمی» شده است.

اما همیشه افرادی هستند که بخاطر شرایط خاصی که دارند، زودتر از سایرین با اینگونه مشکلات درگیر میشوند که معمولاً دو نوع واکنش نسبت به اینگوه مشکلات نشان میدهند؛
- یا نگاه میکنند و از کنارشان میگذرند!
- یا اندیشه میکنند و حلّشان میکنند
همچون ایراندُختی آریایی نژاد، که در یکی از مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) درس میخواند و همیشه از خشکی پوست و درد مُچ دستش در رنج بود. او که ناچار بود بخاطر شرایط فشردۀ تحصیلی ساعتهای زیادی در مدرسه حاضر باشد و پس از رسیدن به خانه نیز مشغول درس خواندن باشد، به تدریج متوجه پدید آمدن لکههایی قهوهای بر روی پوست دستش شد که خارشهای آزاردهندهای هم داشتند. پس از آزمایش و تشخیص پزشک متوجه حساسیت پوستی به موادی شیمیایی شد که در ماژیک وایتبرد هست و همچنین زاویۀ تندی که مُچ دست او با تخته و برای ساعتهای طولانی ایجاد میکرد نیز عامل مُچ دردی شدیدی بود که همیشه داشت. اما این دختر علاوه بر تیزهوشی، از آن گروه افرادی بود که به دنبال راه حل نیز هستند. بنابراین طرح اولیهای که در ذهن داشت را با تیم مهندسی «شرکت ازنو ابزار» به اشتراک گذاشت و پس از کنکاش، بررسی، مشاوره و آزمایشات لازم سرانجام «ازنو ابزاری، انگار» کردند! (انگار = تصور کردن، پنداشتن، طرح، گُمان)
بیش از یک سال زمان لازم داشت تا اندیشهها و نمونهها پالایش و بهبود یابند و آزمایشات لازم را سپری کنند و در نهایت موفق به ساخت اختراعی شدند که در جهان بیهمتا بود و با نام رسمی «ابزار کمکی برای تسهیل در نوشتن روی سطوح غیر افقی یا عمودی» در PCT (Patent Cooperation Treaty) و همچنین در ادارۀ ثبت اختراعات ایران ثبت گردید که از این پس برای راحتی در گفتار، این ابزار نُوین را «زیرمُچی نوشتاری» مینامیم.

چالش اصلی در طراحی «زیرمُچی نوشتاری» پیدا کردن روشی بود که بدون ایجاد هیچگونه محدودیتی در حرکت طبیعی انگشتان، کاربر بتواند آنرا براحتی حمل و کنترل نماید. استفاده از هرگونه بند یا مهاری که ابزار را چسبیده به دست نگهدارد، حس ناخوشایندی منتقل میکرد و کاربر نمیتوانست هر لحظهای که خواست آنرا رها کند. پس لازم بود تا راهی پیدا شود تا این ابزار بدون هیچ وسیله یا اتصال جانبی بتواند همواره در نزدیک دست باقی بماند.
در نهایت با طراحی استوانهای شکافدار و شکلپذیر از لاستیک «مهار انگشتی» اختراع شد تا با کمترین میزان فشار، تغییر شکل داده و کاربر قادر باشد تا تنها با «بندِ انگشتِ کوچکِ خود» زیرمُچی را کنترل نماید. ولی از آنجایی که اندازه، درازا و پهنای دست افراد گوناگونی مانند کودک و بالغ یا مرد و زن، متفاوت است عملاً ساخت ابزاری که برای همگان مناسب باشد امکان نداشت. یافتن قطر و ارتفاع مهار انگشتی و همچنین زاویه شیبی که هم برای کودکان و هم برای انسانهای بالغ با اندازههای متفاوت پنجه، کارکردی یکسان داشته باشد، چالشی بزرگ بود.

«زیرمُچی نوشتاری» با ایجاد شیبی ملایم در محل تلاقی مچ دست و سطحِ عمودِ نوشتاری، باعث کاهش این زاویۀ تُند و در نتیجه کاهش خستگی و آسیب کمتر به ساختار استخوانی و مفصلی مُچ دست میشود. علاوه بر آن هنگام استفاده بر روی تختههای وایتبرد، با ایجاد فاصله بین پوست دست و سطح نوشتاری بطور کامل مانع از تماس مستقیم با جوهر ماژیک یا ذرات خشکِ میکروسکوپی موجود در آن میگردد.
«زیرمُچی نوشتاری» این امکان را فراهم میکند که بدون آنکه نیاز باشد تا کاربر ماژیک را برای برداشتن تخته پاککن رها کند، بتواند تمام یا بخشی از نوشته یا طرح را پاک نماید. شکل ظاهری و ابعاد این اختراع به گونهای طراحی شده است که هم میتوان برای پاک کردن سطح وسیع تخته وایتبرد از آن استفاده کرد و هم میتوان بخاطر داشتن گوشههای نسبتاً تیز برای پاک کردن کوچکترین جزئیات از آن استفاده کرد.
زیرمُچی نوشتاری ابزاری برای «پیشگیری» از بیماریهای پوستی در «آیندۀ نزدیک» و «دردهای مفصلی» و استخوانی در «آیندۀ دور» میباشد.
و از آنجایی که گم شدن درب ماژیک و یا حتی خود ماژیک یکی از مشکلات رایج در مدارس یا مکانهای آموزشی است، جایگاهی بر روی زیرمُچی طراحی شد تا هنگام نوشتن و بدون ایجاد محدودیتی برای حرکات آزادانه انگشتان، درپوش ماژیک در آن قسمت قرار گیرد و یا حتّی پس از نوشتن، خود ماژیک در همان قسمت قرار گیرد و درنهایت نیز با کمک آهنربای داخلی روی تخته وایتبرد آماده بکار باقی بماند.
«زیرمُچی نوشتاری» ابزاری چند منظوره است که با طراحی خاص و ارگونومیک (سازگار با ساختار بدنی انسان) قادر است تا آسیبهای احتمالی را متوقف و یا از پیشرفت آنها جلوگیری کند.
- اصلاح زاویۀ تند مُچ دست در هنگام نوشتن روی سطوح عمودی و کاهش فشار از روی مفصل و تاندونها
- جلوگیری از تماس پوست با متن نوشته شده (ذرّات میکروسکوپی و خشک جوهر) و ایجاد حساسیت پوستی
- جلوگیری از تبخیر بیش از حد مواد شیمیایی موجود در جوهر بصورت گاز و ایجاد مشکلات تنفسی
- حذف نیاز به جابجایی دائم بین ماژیک و تخته پاککن برای تمیز کردن یک نقطه یا تمام سطح تخته وایتبرد
- داشتن محلی برای نگهداری درپوش ماژیک در هنگام نوشتن و یا خود ماژیک در هنگام ننوشتن!
شیوۀ استفاده؛
«زیرمُچی نوشتاری» از چهار بخش تشکیل شده است؛
- بخش بالایی از پلی اتیلن (Polyethylene) ساخته شده است. پلیاتیلن یکی از بیواکنشترین پلاستیکها از نظر شیمیایی است و به همین دلیل در صنایع پزشکی، بستهبندی مواد غذایی و حتی مراقبت از پوست استفاده میشود. طراحی ارگونومیک این بخش باعث میشود تا مُچ دست کاربر در هنگام نوشتن زاویۀ بازتری داشته باشد تا فشار اضافی از روی تاندونها و رباطها برداشته شود و بخاطر برآمدگیها و فرورفتگیهایی که بر روی سطحش دارد کنترل کاملی به کاربر میدهد تا بدون احساس ناراحتی آنرا در دست بگیرد.
- بخش زیرین از پیویسی (PVC) ساخته شده است که جنسی لاستیکی دارد و سطحی قابل انعطاف را در زیرِ پارچه تخته پاککن ایجاد نموده و از طرف بالا استوانهای نرم و لاستیکی است که «مهار انگشتی» را ایجاد کرده تا کاربر با نگه داشتن آن توسط انگشت کوچکش بتواند زیرمُچی را براحتی حمل نماید.
- بخش میانی دارای آهنربایی با گاوس (Gauss) مغناطیسی مناسب است تا در حالی که زیرمُچی را همواره در اتصال به سطح تخته وایتبرد نگه میدارد، مانع از حرکت روان و نرم زیرمُچی نیز نشود.
- در زیر هم پارچهای جهت تخته پاککن قرار گرفته است تا هیچ نیازی نباشد که حتّی اشتباهی در اندازۀ یک نقطه نیز با پوست دست پاک شود.
برای استفاده از «زیرمُچی نوشتاری» قسمت لاستیکی زیرین که با پارچه تخته پاک کن پوشانده شده است بر روی سطح وایتبرد قرار میگیرد و چنانچه تخته وایتبرد دارای خاصیت مغناطیس باشد، زیرمُچی روی تخته باقی میماند. هنگامی که کاربر برای نوشتن، قلم یا ماژیک را به دست میگیرد، دست وی تقریباً مشت شده و انگشت کوچک وی حفره یا دایرهای را در کف دستش ایجاد میکند. «مهار انگشتی» که دیوارهای نازک و انعطافپذیر دارد، در این حفره قرار میگیرد و انگشت کوچک کاربر به دور آن حلقه میشود. شکاف موجود بر روی استوانۀ «مهار انگشتی» باعث میشود تا با کمترین فشار انگشت کوچک، این استوانه تغییر شکل داده و نیروی اصطکاک مناسبی را ایجاد نماید تا کاربر براحتی و با کمترین نیرو بتواند زیرمُچی را در تمام مدّت حمل و بطور کامل کنترل نماید.
بخش پلاستیکی در هر سه جهت محورهای X و Y و Z شیبدار شده تا از یک سو فاصلۀ بیشینهای بین تکیهگاه مچ با تخته و از سوی دیگر فاصلۀ کمینهای بین انگشت کوچک و سطح نوشتاری ایجاد نماید. با قرار گرفتن مُچ بر روی آن، تکیهگاهی برای دست کاربر در هنگام نوشتن فراهم میشود. آهنربایی که در کف این بخش قرار گرفته با ایجاد نیروی کششی مناسب زیرمُچی را بر روی سطح وایتبرد نگه میدارد.
نکتهای در پایان؛
اگر تمام علم پزشکی را بخواهیم در یک جمله خلاصه کنیم، شاید این جمله درست باشد که؛
«پیشگیری بهتر از درمان است».
پیشگیری، سطح اول مراقبت سلامت است و هدف آن جلوگیری از بُروز بیماریهاست، نه فقط درمان آنها پس از وقوع. اقدامات پیشگیرانه همواره با هزینه کمتر، اثربخشی بیشتر دارند و در جوامع توسعه یافته، سرمایهگذاری روی آموزش و فرهنگسازی سلامت از دوران کودکی، بخش مهمی از سیاستهای سلامت عمومی است. ولی از آنجا که در هیچ کشوری سرعت قانونگذاری برای سیاستهای سلامت عمومی نمیتواند به سرعت رشد تکنولوژی برسد، این افراد آن جامعه هستند که باید برای آنچه در آینده در انتظار آنان خواهد بود از اکنون برنامهریزی پیشگیرانه داشته باشند.
«زیرمُچی نوشتاری» نمونهای از اینگونه پیشگیریهاست که با توجه به نیاز و عادات امروز جامعه اختراع شده و میتواند راهحلی برای چنین مشکلاتی در «سیستم آموزشی امروز» باشد تا بتواند با جلوگیری از «اپیدمیهای پنهان»، «سیستم درمانی فردا» را نیز یاری کند.

دیدگاه خود را بنویسید